الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

596

الغدير ( فارسى )

آورده است : نقل يك فرد عادل كافى است و شرط نيست كه ديگرى با او در آن نقل موافقت كرده باشد . « 1 » وى نيز گويد : به قول يك شيخ و يك عرب لغت ثابت مىشود . « 2 » همچنين او از خصايص ابن جنّى نقل كرده كه گفت : هركس بگويد كه لغت جز از طريق نقل شناخته نمىشود ، به خطا رفته است ، زيرا مفهوم لغت گاه به وسيله قراين هم به دست مىآيد ، مثلا هنگامى كه انسان گفتار شاعرى را بشنود كه سروده : قوم إذا الشرّ أبدى ناجذيه لهم * طاروا إليه زرافات و وُحدانا « 3 » خواهد دانست كه زرافات به معناى جماعات است . بنابراين ، نامبرده ثبوت لغت را به وسيله قرينه و به گفتار يك شاعر عربى كافى دانسته است . تمام اين مصادر و دلايل در مورد لفظ « مولى » به معناى « اولى » وجود دارد ، منتهى رازى نمىداند كه لغت به چه وسيله پايدار مىماند . و از اين‌رو ، مىبينيد كه در سخن خود ترديد دارد و آشفته خاطر و پريشان فكر است و بيهوده و بدون دليل تندى مىورزد و خشونت به خرج مىدهد و با همهء اينها گمان ندارم بتواند حتى يكى از اين سؤالات را كه در برابر او گذارديم ، جواب دهد . گويا رازى در استدلالش به كتاب العين و تهى بودن كتاب مزبور از واژهء مولى فراموش كرده كه در كتاب المحصول خود آورده است : تمامى اهل لغت كتاب العين را مورد نكوهش قرار داده‌اند . « 4 » من نمىدانم مقصود او از كتب اصلى لغت چيست ؟ و چه كسى به فرهنگهاى لغت كه مقصود از آنها بررسى الفاظ و تطبيق آنها بر معانى است ، اين نام را اختصاص داده و آثارى را كه دربارهء لغات غريب قرآن يا حديث و يا ادبيات عربى تأليف شده ، از حوزهء كتب اصلى لغت خارج و جدا ساخته است ؟ آيا نيّت صاحبان لغت‌نامه‌ها در صحّت استدلال به آنها دخالت دارد ؟ يا مورد وثوق و اطمينان بودن صاحبان كتب و تسلّط آنها به

--> ( 1 ) . المزهر : 1 / 83 . ( 2 ) . همان : 1 / 87 . ( 3 ) . قومى كه هرزمان آثار و علائم نبرد نمايان مىشود ، گروه گروه و فرد فرد به سوى آن مىشتابند و پر مىكشند . ( 4 ) . المزهر : 2 / 47 ، 48 .